سر کلاس استاد داشت درس میداد.اومد جمله جدیدشو شروع کنه گفت:

 

افلاتون میگه

که یهو یکی از پسرای کلاس یه سوال پرسید بعد از این که استاد جواب اونو داد اومد جمله قبلش رو ادامه بده گفت:

ارسطو میگه

حالا من همیشه سر کلاس اینقدر درگیر نوشتنم حواسم به هیچی نیست که استاد قبلو بعدش چی گفته نمیدونم چرا اون لحظه حواسم جمع شدو گفتم استاد بالاخره ارسطو میگه یا افلاطون میگه؟

استاد گفت چی؟

منم جمله م رو تکرار کردم

استاد اومد جمله ش رو اصلاح کنه یهو گفت:

اَلَفتون میگه....:))

یعنی اینو گفت من منفجر شدم از خنده فقط دوستم چون میدونه من چقدر خوش خنده م دستشو همو اول راه کرد توو حلقم که صداش خنده م کلاس رو فرا نگیره:))

 

+ نگاشته شده در تاریخ:: چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ به دستِ پُرتوان و لبِ خندانِ متولد ماه تیر