*بچه ها من فردا و پس فردا و پس اون فردا امتحان دارم.کامنت ها رو وقت نشد تایید کنم.شرمنده.
بعد از دیروز تا حالا اینقدر ناراحت بودم و حرص خوردم که حد و اندازه نداره.ظهر هم از شدت ناراحتی دیدم فقط میتونم بخوابم و هیچ انرژی ایی تو خودم نمیدیدم.وقتی بیدار شدم دیدم تو خواب هم حتی داشتم حرص میخوردم چون اینقدرررر ناخن م رو تو دستم فرو کرده بودم که اگر یه ذره دیر تر بیدار شده بوم قطعا خون میومد.دقایقی پیش همچنان باهمون وضع قبل از خواب درس میخوندم اومدم گوشیم رو چک کنم دیدم دوتا ایمیل دارم.فکر کردم لابد فیس بوک.دیدم یکی ش فیس بوک و اون یکی ایمیل از طرف استادی که نگران نمره ش بودم و با این صحنه مواجه شدم.
ببینید من چقدرررررررر استرس داشتم که تو دو خط جمله 50 بار از کلمه "نمره" استفاده کردم.اول که نمره م رو دیدم یادم افتاد استاد گفته نمره اکثریت رو 12 خواهد بود و جای شکرش باقیه من جز اکثریت نبودم.و اینکه سر جلسه امتحان هم گفت آماده اید برا افتادن دیگه؟! :|حالا وضع من شب قبل از امتحان بی نهایت وخیم بود.چون شب امتحان به این حساسی مریض شدم و خلاصه دُلا دُلا راه میرفتم و دست به کمر .سر امتحانم که حالم خیلی بدتر از شب قبل بود.خلاصه که آخر نشد روی هیچ کس رو کم کنم حتی روی خودم رو:|||
فقط نکته جالبش اینجا بود که قبل از امتحان رفتم کارت امتحانم رو پرینت بگیرم به پسره میگم زود باشید دیگه عجله دارم.میگه شما چرا اینقدر استرس داری؟!ده دقیقه مونده به امتحان!تازه من خودم بی کارت رفتم سر جلسه:|.دوستم میگه اون پسرِ هم فهمید تو استرس داری:|