دانشگاه جدید ضرب العجل تعیین کرد برای اوردن مدرک نهایی کارشناسیم منم مجبوووووور شدم چند روز مونده به ماه رمضون برم دانشگاه ببینم برای مدرکم باید چیکار کنم

وقتی رسیدم حیاط دانشکده خالی از دانشجو بود و همه درحال امتحان دادن بودن منم همونجا روی صندلی نشستم و منتظر پایان امتحان بودم که برم آموزش یه خانومی اومد توی حیاط چرخی زد و کنار من نشست.بعد از دقایقی سکوت رو شکست و شروع به صحبت در مورد رشته های دانشگاه و نوع دانشگا کرد و گفت که خودش داروسازی خونده و اون موقع ها که اونا فارغ میشدن از تحصیل به محض خروج از دانشگاه براشون حسابی کار بود !در این لحظه آه از نهادم بلند شد که چقدر دنبال کارم و حاصل تلاشم هیچ و پوچه:|

کم کم سمت موضوع رو عوض کرد و هدفش رو از اومدن به دانشگاه ما گفت!گفتش که در پیِ یافتن دختری برای پسرِ مهندسش هست و اول میخواسته بره دانشگاه دارو سازی که عروسش هم رشته مادر شوهر باشه ولی با خودش فکر کرده که چه کاریه تا دانشگاه داروسازی برم؟خب بیام همین دانشگاه نزدیک خونه مون ببینم عروسِ خوب پیدا میشه؟

+ نگاشته شده در تاریخ:: دوشنبه ۱۳۹۴/۰۳/۲۵ به دستِ پُرتوان و لبِ خندانِ متولد ماه تیر