یه رابطه خیلی معنا داری وجود داره بین وقت هایی که خیلی ناراحت م با میزان خواب م.یعنی هرچقدر ناراحت تر ساعت خوابم بیشتر!

دیروز صبح یه کنفرانس داشتم و عصرش هم یه امتحان میان ترم مهم.یکشنبه ساعت 7رسیدم خونه گفتم میخوابم بعد از شام درس میخونم.برای شام بیدار شدم غذام رو نصفه خوردم و باز گرفتم خوابیدم و ساعت گذاشتم که 3نصف شب بیدار بشم و درس بخونم.ساعت 3 زنگ ساعت رو قطع کردم و گفتم 4بیدار میشم.4بیدار شدم گفتم 5م بیدار بشم میرسم بخونم.5 که شد گفتم خب ساعت 6که باید بیدار بشم برم دانشگاه و حیفه برای یک ساعت از خوابم بزنم و باز خوابیدم.توی راه خونه تا دانشگاه کنفرانسم رو خوندم  گفتم امتحانم رو در فاصله بین دو کلاس میخونم.بعد از کلاسم اول م رفتم نماز خونه و خوابیدم تا یک ساعت مونده به شروع کلاس بعد!بالاخره بیدار شدم و باچشمای نیمه باز یه ذره درس خوندم.وقتیم برگشتم خونه اینقدر بی حوصله و کلافه بودم که معده درد رو بهانه کردم و نه شب رفتم خوابیدم

+ نگاشته شده در تاریخ:: سه شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۱۱ به دستِ پُرتوان و لبِ خندانِ متولد ماه تیر